کربلا یعنی ... - یا ابن الذاریات
X
تبلیغات
رایتل

یا ابن الذاریات

الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ ﴿۱۷۳﴾ ءال عمران

جمعه 9 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 12:23 ق.ظ

کربلا یعنی ...

ایام سوگواری شهادت آقا امام حسین علیه السلام بر تمامی شیعیان جهان تسلیت باد

 


زنگ اشتر ساز ماتم میزند

شعله بر هستی عالم میزند

در صدای زنگ او ساز بلا

صحبت از ماه غم و کرب و بلا

هیچ میدانی که با رنج و محن

از کدامین کربلا گویم سخن

گوش کن تا بابی از آن وا کنم

کربلای عشق را معنا کنم

 

کربلا یعنی تولی داشتن – مهر حیدر عشق زهرا داشتن

کربلا یعنی تبرای شدید – از پلیدی های دوران و یزید

کربلا یعنی اطاعت از امام – گه به حکم او نشستن گه قیام

کربلا یعنی که یار رهبری – از حسین عصر خود فرمانبری 

کربلا یعنی تحول در وجود – جامه ی زهد و حیا را تار و پود

کربلا یعنی به حق واصل شدن – یار حق دشمن باطل شدن

کربلا یعنی بیا جانانه شو – گرد شمع عشق حق پروانه شو

کربلا یعنی کتاب عشق حق – از الف تا یای او سرمشق حق

کربلا یعنی که انسی با نماز – روی بر درگاه رب بی نیاز

کربلا یعنی که خون آب وضو – با خدا بی واسطه در گفتگو

کربلا یعنی همیشه مکتبی – تو حسینی خواهر تو زینبی

کربلا یعنی سراپا جان شدن – در منای عاشقی قربان شدن

کربلا یعنی سر و جان باختن – پل به معراج شرافت ساختن

کربلا یعنی که عاشورای خون – موسم انا الیه راجعون

کربلا یعنی گل احمر شدن – روی دست باغبان پرپر شدن

کربلا یعنی هم آغوش اجل – تلخی مرگش نکوتر از عسل

کربلا یعنی بهار تشنگی – شعله بر دل از شرار تشنگی

کربلا یعنی چو گل افرختن – پیش آب از تشنه کامی سوختن

کربلا یعنی که در دریای آب – تشنه اما آب را کردن جواب

کربلا یعنی فغان و زمزمه – خنجرو حنجر نگاه فاطمه

کربلا یعنی که تیغ و جسم یار – یک هزار و نهصد و پنجاه بار

کربلا یعنی قلم یعنی کتاب – پیکر قرآن و زخم بی حساب

کربلا یعنی عطش یعنی شرار – خیمه و طفلان در حال فرار

کربلا یعنی سراپا عشق و شور – گه به نیزه گاه در کنج تنور

کربلا یعنی که نیلی روی ماه – صورت طفلان و سیلی آه آه

کربلا یعنی که حق در سلسله – پاسخ اشک غریبان هلهله

کربلا یعنی شب و اخت الامام – در نماز اما نماز بی قیام

کربلا یعنی که در بازارها – کعبه اما کعبه آزارها

کربلا یعنی که آیات حکیم – یک زن و هفتاد و دو داغ عظیم


زن نگو زهرای ثانی بود او

در حسین خویش فانی بود او

یک شب بی نافله زینب نداشت

غیر ذکر یا حسین بر لب نداشت

از می نابی که کس آنرا ندید

بر مشام انبیاء بویی رسید

نشئه آن بوی تا دل را ربود

انبیاء را جبرئیل آمد فرود

عاشقی دیدم سراپا شور بود

نور بود و نور بود و نور بود

تا شراب عشق با خم سر کشید

گفت آن مست خدا هل من مزید

عشق پیش پای او زانو زده

دست در دامان آن بانو زده

 

در حریم قدس محرم زینب است – معنی عشق مجسم زینب است

آنکه بر غم هست حاتم زینب است – ناخدای کشتی غم زینب است

ای علی مبهوت تفسیرت شده – ای علی اکبر عنان گیرت شده

وی به باغ فاطمه یاس علی – وی رکابت پای عباس علی

تا نفس در سینه روز و شب بود – دم حسین و باز دم زینب بود

 


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :